ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

147

مجمع التواريخ ( فارسى )

حضرت است كه در اصفهان بيكى از مخلصان صادق الولاء مرقوم نموده بود ايراد مينمايد . سواد مكتوب « حسن اخلاص عقيدت جازم حقيقت مراسم ميرزا ابوالقاسم همواره صورت نما و عكس پيراى مراياى خلوت خاطر حقانيت ذخاير بوده و مىباشد . شرحى كه در خصوص بعضى كدورات و سانحات كه در اين سنوات به آن ستوده صفات رخ نموده در عريضهء مخالصت فريضه و ذريعهء خلوصيت وديعه اظهار و اشعار نموده بود مكاره زمان و مكايد سپهر اخشيجان پيوسته مخصوص ارباب ايمان و اصحاب ايقان بوده و مىباشد كما قال : فغان زين چرخ دولابى كه هر روز * بچاهى افكند ماه شب افروز لكن صاحبان ذهن صاف و مالكان فهم و انصاف تراكم اقسام آلام و تصادم شدايد ايام را از وقايع عظيمهء ماضيه حتى از تصور مصايب گوناگون و نوايب از حد افزون كه به اين نيازمند درگاه ذو المنن و خاطىء ممتحن رو داده و ميدهد فوق طاقت بشرى و مقتضى رتبت پيغمبرى است كه شايد عشرى از اعشار و اندكى از بسيار آنها گوشزد مخلصان و منتبسان گرديده باشد تشفى و تسلى حاصل مىتوانند نمود ، نعم ما قال : به سنگ امتحان فرسود گيتى جسم زارم را * عبير پيرهن كرد آسمان آخر غبارم را تجلى كرد حسنى ريخت از هم جسم زار من * كنيد از نخل ايمن شعله‌ور شمع مزارم را الحمد اللّه على كل حال ، بيت : كشيد شعله دلم پرنيان جان را سوخت * سفينه‌گر مرو افتاد و بادبان را سوخت مرا بكورهء هجران گداخت اول عشق * گرفت آتش چشم من و جهان را سوخت چنان ز آه من آتش گرفت عرصهء دهر * كه ماه و انجم و خورشيد و آسمانرا سوخت يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ و يَحْكُمُ ما يُرِيدُ ، بيت :